آغاز رنسانس استقلال از جده
چیزی که مرا متمایز می کند این است که تقریبا دست به هر کاری در فوتبال زده ام.» این جمله ای است که خورخه والدانو بازیکن آرژانتینی که او را مرد رنسانس می نامند گفته است.
برای ایجاد رنسانس و برای متمایزبودن باید دست به کارهای متفاوت زد و برای متفاوت بودن باید تاوان داد و بعد از تاوان دادن باید خود را برای گرفتن جشنی بزرگ آماده کرد و شاید استقلالی ها باید خود را برای جشنی بزرگ آماده کنند. استقلال در این بازی نماد کاملی از آنهایی بود که این تیم را ساخته اند. تیمی که به مصاف دشمنی قدر رفته بود و در عین اینکه از هر نظر مقابل تیم حریف کمتر بود با اتکا به خود و اعتماد به نفس توانست سربلند از میدان بیرون بیاید و دست به انجام کاری بزرگ بزند.
استقلال، فارغ از تمام نتایجی که این فصل بدست آورده و بدون در نظر گرفتن آن چه در ادامه راه در انتظارش است به تیمی خودکفا و لایق نامش تبدیل شده. تیمی که استقلال از سر و رویش می بارد و همین می تواند هوادارانش را به ادامه راه امیدوار کند. بازی مقابل الاهلی علاوه بر سه امتیاز شیرین یک پیغام بسیار خوب برای همه داشت. در این دیدار اگرچه استقلال بازی پرنقصی را به نمایش گذاشت اما محمد محمدی درخشید و فرهاد مجیدی به اندازه سه بازیکن دوید تا به همراه نه بازیکن دیگر این سه امتیاز را از آن خود کنند.
این پیروزی در دوران رنسانس استقلال صورت گرفت و همین مساله است که بر ارزش های آن می افزاید. شاید نه تنها آبی پوشان بلکه هیچ تیم دیگری برایش پیش نیامده بود که درطول یک فصل با این همه تغییر مواجه شود. از مصدومیت های جباری و کوشکی و این بازیکن و آن بازیکن که بگذریم به محرومیت سیاوش اکبرپور و رضا عنایتی و حسین کاظمی می رسیم. بعد از آن عنایتی از این جمع جدا می شود و کادر فنی مجبور می شود تا وحید طالب لو و امیرحسین صادقی و آرش برهانی را به نیمکت اضافه کند. همه این هاست که باعث می شود یک رنسانس در استقلال ایجاد شود و از دل آن محمد محمدی ها بیرون بیایند. بعد از این رنسانس است که استقلال کبیر رخ می نماید. استقلالی که برای بزرگ بودن احتیاجی به هیچ احدی ندارد.
تفاوتی ندارد وحید طالب لویی باشی که سالهاست دروازه استقلال خانه ات بوده و فرقی نمی کند رضا عنایتی ای باشی که نام استقلال به گل هایت مدیون است. حتی اگر آقای گل فصل گذشته باشی باز هم روی نیمکت جایی برای نشاندنت پیدا می شود. تفاوتی ندارد ابتدای فصل یا میانه فصل یا روزهای اوج لیگ باشد هر زمانی که می خواهد باشد درب خروج برای آنها که می خواهند « سالار» باشند باز است. همین رنسانس از استقلال ، استقلالی را می سازد که کبیر است چون به صغیران محتاج نیست و بی نیازی است که اقتدار می آورد. این اقتدار از آن جا ناشی می شود که دیگر وحید طالب لو، ناجی اول و آخر دروازه استقلال نیست بلکه دروازه بانی هست که صمد مرفاوی بابت او تاوان داده، بابت او تمام تحقیرها را تحمل کرده تا محمدی را بسازد که در عربستان او را سربلند کند. فرهاد مجیدی هنگام نشستن روی نیمکت دیگر وقتی برای کتاب خواندن ندارد چون باید به این فکر کند که چطور با چنگ و دندان جایش را در ترکیب استقلال پیدا کند چون کسی به او احتیاجی ندارد. همین می شود که به جایی می رسد که به اندازه سه مهاجم جوان برای تیمش می دود و کمیته مبارزه با دوپینگ را به شک وامی دارد! حتی اگر صمد مرفاوی مجبور شود آرایش خط دفاعی تیمش را تغییر دهد و امیرآبادی را درون زمین بگذارد که با احتساب او باید ده نفره به مصاف تیم حریف برود این کار را انجام می دهد اما جای امیرحسین صادقی روی نیمکت است. سیاوش اکبرپور هم متوجه این تغییرات شده و بعد از پایان محرومیتش فقط و فقط پاس گل می دهد تا از بازی عقب نماند.
این می شود که استقلال روی پای خودش می ایستد و سربلند می کند. این تیم برای ساخته شدن آبروها را به حراج گذاشته. واعظ آشتیانی به پای صمد مرفاوی تاوان ها داده و حتی تا پای اخراج پیش رفته، صمد مرفاوی پای اصولش ایستاد و سیبل سکوها شد تا آن استقلالی را بسازد که به کسی محتاج نیست و بازیکنانی که غیرت و تعصبشان را به پای صمد گذاشتند. این جا همه قسمتی از وجودشان را گرو گذاشته اند تا استقلال را مستقل کنند. این جا کسی به خاطر مدیربرنامه هایش در ترکیب قرار نمی گیرد و « آتو» داشتن فاکتوری برای قرار گرفتن در ترکیب اصلی محسوب نمی شود. این جا برای هیچ بازیکنی در فصل آینده جا رزرو نشده است. این جا استقلال است و پیراهنش را ارزان نمی فروشند که راحت بتوانی آن را بخری. این جا استقلال است، تیمی که کم کم در حال بازپس گرفتن نام از دست رفته اش است.برد و باخت


